

مرد آزاده را بسي سهل است / کز همه چيز بگذرد جز نام
از سر جاه و مال برخيزد / جان دهد نيز در ره اسلام
جان عزيز است و دين عزيزتر است / وانچه از جان گذشته جانان است
آن که آگاه از شهادت خويش / جان فدا ميکند، شهيد آن است
از شهيدان کريمتر کس نيست / در نظرگاه خلق و خالق نيز
بعد از آن هر که نيز در راه است / تا کند جان فدا هموست عزيز
آدمي ليک خوشدل از نام است / بي نشان جان سپردن آسان نيست
وانکه در بند نام نيز نبود / در دلش جز صفاي ايمان نيست
گرچه فرجام کار يکسان است / دل مردم به يادگار خوش است
ماندن نام شخص آخر نيز / بر سر لوحه مزار خوش است
اي بسا کار باقياتالخير / در جهان هست بهر ماندن ياد
معبد و مرقد و کتاب و کلام / اثري از حضور بي فرياد
هر کسي نام خويش دارد دوست / نام هر کس نشان بودن اوست
نام نيک است آنچه ميماند / ياد نيکو قرين نام نکوست
ياد نامآوران به نام کنند / نام اگر نيست، ياد چون باشد
دل ز گمنامي شهيد سعيد / گرچه سنگ است غرق خون باشد
آن که بينام ميکند ايثار / هست نزديکتر ز قرب اله
اي خوشا در گذشتن از همه چيز / بينشان خالصا لوجهالله
وقت ايثار جان به گمنامي / هست يکسر نشان حق جويان
رهروان طريقه اخلاص / وحدهلاشريکله گويان
در شگفتم آن چگونه دل است / دل در يافته پيام الست
دل در باخته به عشق وصال / دل پرداخته ز هر چه که هست
يک سر و صدهزار سر همراز / يک تن و صدهزار تن همراه
همه از بينشاني اش رنجور / همه از سرفرازياش آگاه
ياد او زنده تا ابد بر جاي / نام او رفته پيام او مانده
برتر از هر چه جهان هستند / درس جانبازي و شرف خوانده
اي شهيد بزرگوار که کرد / همتت جان فداي دين و وطن
کشور از توست در امان از خصم / دوست از توست ايمن از دشمن
اي رها کرده هر چه دنيايي است / پدر و مادر و زن و فرزند
رفته تا عرش کبريا تنها / همه با حيرت و تو با لبخند
دم فرو بسته جان گرفته به دست / گشته بينام و بينشان مفقود
از تصلاي دوستان محروم / با تولاي خالق معبود
جان به قربان چون تو قرباني / دل فداي تو باد و همگامان
جان تو در جوار حضرت حق / اجر تو با خداي گمنامان
گر نداري مزار باکي نيست / جاي آرامگاه تو دل ماست
تو در مشکلات حل کردي / آنچه رد جان ماست، مشکل ماست
ما ز روي تو تا ابد خجليم / که تو واصل شدي و ما به رهيم
گر نداريم پاس همت تو / در دل از شرم خود چگونه رهيم
آفرين بر تو آفرين خداي / اي جوانمرد نام رفته ز ياد
آفرين خداي بر پدري / که تو پرورد و مادري که تو زاد
گرچه گمنام رفتي از دنيا / خود ز نامآوران شدي معدود
از من اي نيکنام بر تو سلام / از من اي زندهياد بر تو درود

از این پس نخواهید توانست جنگ واقعی به منطقه تحمیل کنید، زیرا نیروهای مقاومت در لبنان و دیگر نقاط جهان به قدر کافی قوی شدهاند که در لحظات اولیه جنگ تل آویو را نابود کنند.
ما از شما نترسیدهایم و نخواهیم ترسید. ما این توان را داریم که هر نقطه از کیان اسرائیل را در هم بکوبیم.
اسرائیل هیچ گاه آرام نخواهد ماند و ما همواره تلآویو را تهدیدی علیه جهان میدانیم و در برابر تعرض به یک روستای لبنان، همه اسرائیل در خطر خواهد بود.
در روزهای اخیر، برخی در ایران این تحلیل را ارایه دادند که انقلاب اسلامی پایان یافته است، اما من به صراحت میگویم ایران و جمهوری اسلامی آن، به رهبری شخصیتی ادامه مییابد که در شجاعت و مدیریت در جهان اسلام همتا ندارد.
ایران بحران پدید آمده را به سلامت پشت سر نهاده و هماکنون در قویترین وضعیت خود در سی سال گذشته است.
حاخام ماشاء الله گلستانی نژاد یکی از مراجع دینی کلیمیان ایران (یا شاید بالاترین آنها) است که با اندیشه های صهیونیستی رژیم غاصب اسرائیل مخالف است. در ذیل مصاحبه کوتاهی با وی را می خوانیم (منبع : ارگان رسمی انجمن کلیمیان تهران )
لطفاً بیوگرافی مختصری ازخودتان برای خوانندگان ما بگویید.
- اینجانب ماشاالله گلستانینژاد فرزند یوسف، متولد 1318، در شیراز در خانوادهای کاملا مذهبی به دنیا آمدم. اجداد من از خدمتگزاران جامعه کلیمیان شیراز بودند و من از همان اوان کودکی با فعالیتهای دینی و اجتماعی آشنا گردیدم. پدربزرگم مرحوم رئیس مراد، درگذشته نقش زیادی در تهیه نیازهای دینی مردم مثل پخت مصا داشتند. ایشان هنوز هم که سالها از فوتشان میگذرد در خدمتگزاری به مردم شهره هستند.
میزان تحصیلات مذهبی شما چیست؟ و چند سال است در این زمینه فعالیت میکنید؟
- از سن 13 سالگی وارد یشیوا (مدرسه علوم دینی) شدم و در نزد اساتید زمان مانند جناب حاخام یهوشوع نتن-الی، مرحوم حاخام بن خئیم و حاخام خانی دارشان و هاراو کولی گر و ربی یعقوب لوی فرزند هاراو لوی موسس اوتصرهتورا (گنج دانش) در ایران کسب دانش نمودم. همچنین سمیخای شحیطا را از مرحوم جناب حاخام بن خئیم در سال 5719 گرفته و از همان سالها به خدمت در امور کشروت مذهبی شیراز و همچنین تدریس در مدرسه کوثر مشغول شدم. چند سالی نیز در سمت معاونت دبیرستان کوثر مشغول به خدمت به جامعه بودم و به فعالیتهای اجتماعی نیز میپرداختم. حدود 50 سال است که به فعالیت مذهبی در شیراز اشتغال دارم. در حال حاضر نیز علاوه بر انجام وظایف مذهبی، ریاست شورای روحانیت انجمن خیریه کلیمیان شیراز و بِتدین شیراز را برعهده داشته و طی حکمی از طرف دادگستری شیراز به عنوان عضو شورای حل اختلاف نیز، انجام وظیفه مینمایم.
جناب حاخام به نظر شما اعتقادات مذهبی جامعه ایرانیان یهودی در طول تاریخ 3000 ساله خود در ایران، چگونه بوده است ؟
- جامعه کلیمیان ایران همواره از مذهبیترین جوامع کلیمی دنیا بوده است. گرچه در شهرهای مختلف آیینها و رسمهای متفاوتی برای انجام مراسم مذهبی وجود دارد ولی مسلماً همه همکیشان سعی داشته و دارند که در پناه تعالیم دینی به سعادت و کامیابی بیشتر دست یابند و این بسیار پسندیده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اعتقادات مذهبی کلیمیان نیز پیرو افزایش اعتقادات مذهبی در ایران و با روح یکتاپرستی ایرانیان در هم آمیخت و این موضوع باعث رشد اعتقادات مذهبی کلیمیان، گشت و از آن گذشته نگاه به تاریخ جامعهمان در این سرزمین و وجود آرامگاههای متعدد از بزرگان دینی، خود گواهی بر اعتقاد راسخ و پایبندی این جامعه به تعالیم دینی خود است.
با توجه به این سابقه تاریخی و این اعتقادات دینی، اکنون رفتار مذهبی این جامعه را چگونه ارزیابی میکنید و به نظر شما تفکر مذهبی در این جامعه بر چه پایه و اصولی باید باشد؟
- دین و مذهب در تمامی شئونات زندگی همکیشان من رخنه کرده است به طوری که کلیمیان ایران در تمامی رفتارها و کردارهای خویش دین و خدا و هویت دینی خود و مفاهیم آن را مد نظر دارند و کلیمیان به راستگویی و صداقت در اکثر شهرهای ایران زبانزد هستند. تفکر مذهبی زمانی ثمربخش است که موجب تحرک و پیشرفت شده و سعادت و کامیابی را در پی داشته باشد.
تفکر مذهبی باید از پویایی لازم برای تطابق پیدا کردن با زمان، برخوردار باشد و این چیزی است که همه ادیان آن را ترغیب و تشویق مینمایند. تفکرات مذهبی متعصبانه و خشک و بدون انعطاف، منزوی شدن دین را در بر دارد و باعث روی آوردن افراد به خرافهپرستی میشود. مذهب و تفکر مذهبی باید توسط افراد درک و پذیرفته شود، اعمال فشار برای روی آوردن افراد به مذهب، نتیجه مثبتی را در پی نخواهد داشت.
جناب حاخام گلستانی نژاد فکر میکنم اعضای جامعه و خوانندگان ما خیلی مشتاق هستند که بدانند چه چیزی باعث شد که شما این مسئولیت را پذیرفتید؟ چگونه میخواهید وظیفه دینی و شرعی خود را انجام دهید؟
- من این مسئولیت را در درجه اول براساس وظیفه و تکلیف الهی پذیرفتم و امیدوارم که بتوانم در این سمت به خوبی انجام وظیفه نمایم و با یاری خدا و همکاری مسئولین و اعضاء جامعه در راه اعتلا و فقط اعتقادات دینی همکیشانم گام بردارم. من سعی خواهم کرد که با استعانت از ذات باریتعالی و با پیش گرفتن شیوه مهر و محبت و با توجه به شرایط و شناخت تاریخ و هویت جامعه کلیمیان ایران و پرهیز از هرگونه تعصب، تعالیم دینی را در میان همکیشانم، بیش از پیش نهادینه سازم.
شما برای جلوگیری از چنددستگیها و مبارزه با رفتار و تفکرات خرافهآمیز، آیا برنامه خاصی هم دارید؟
- در دین یهود سعادت فردی، امکانپذیر نیست. هر جایی که از سعادت وکامیابی نام برده شده، به جماعت اشاره گردیده است. سعادت افراد تنها در پناه جامعه ممکن خواهد بود. تمامی انبیا و بزرگان دینی ما نیز به این موارد اهمیت میدادند. سعی خواهم نمود با رایزنی با صاحبنظران، شناخت مذهبی را به وجود آورم به دور از هرگونه خرافهگویی و از آنجا که رفتارهای خرافهآمیز نتیجه ناآگاهی است، با آگاه کردن بعضی از افراد به واقعیات دینی میتوان از خرافهپرستی جلوگیری نمود.
در پایان به عنوان مرجع دینی کلیمیان ایران، چه توصیهای را برای اعضای این جامعه دارید؟
- در پایان به قانون طلایی دین یهود اشاره میکنم. همان قانونی که جوهره و ملاک یهودیت و ادیان است و آن چیزی نیست جز این جمله که «همنوعت را مانند خودت دوست بدار.» تمامی دستورهای دینی و مذهبی ما در همین جمله خلاصه شده است. جملهای که میتواند نوعدوستی، انساندوستی و رعایت آداب اجتماعی - محیطی را فراهم آوریم که همه بتوانیم در سایه الطاف الهی، با دستیابی به سعادت، در کنار هم با هم بخندیم نه به هم. و در خاتمه از مسئولین مجله وزین بینا به خاطر این که وقتی را به من اختصاص دادند سپاسگزارم.
سپاس ما را هم بابت قبول این مصاحبه پذیرا باشید.
خبرگزاري فارس: مرجع ديني رسمي كليميان ايران با صدور فتواي كمك به مردم غزه گفت: صهيونيستها هيچگونه پايبندي به مقررات مذهبي آيين يهود ندارند و هرگز نميتوان آنها را فرزندان يعقوب و امت موسي دانست.

خاخام ماشالله گلستانينژاد مرجع ديني رسمي كليميان ايران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس اظهار داشت: اختلاف فاحشي ميان آيين يهود و مسلك صهيونيسم وجود دارد و حساب اين دو از هم جداست و با توجه به عدم مطابقت اقدامات صهيونيستها با آموزههاي توراتي ضديت با آنها را مخالفت با يهود نميدانيم.
وي افزود: اگر احكام فهقي تورات به دقت مطالعه شود مشخص خواهد شد صهيونيستها به هيچ يك از مقررات مذهبي آيين يهود از جمله مراسم عبادي روز شنبه كمترين اعتقاد و پايبندي ندارند و اصلاً نميتوان آنها را فرزندان يعقوب و امت موسي دانست.
مرجع ديني رسمي كليميان ايران در ادامه سخنان خود با ابراز تأسف از حوادث خونبار اخير غزه گفت: بر اساس آموزههاي دين يهود انسانها بايد همنوعان را مانند خود دوست بدارند و يكي از ده فرمان صريح خداوند به موسي پرهيز از قتل است و در هيچ كجاي تورات جنگافروزي توصيه نشده است.
خاخام گلستانينژاد افزود: بر اساس قوانين فقهي دين يهود همچون ميشنه تورا، پيروان حضرت موسي بايد با ساير پيروان اديان بر اساس صلح و دوستي رفتار كنند و از جنگ و خونريزي منع شدهاند و حتي اگر نميتوانند در ايجاد صلح نقش داشته باشند بايد مدارا كنند و اگر جنگي نيز رخ داد قوانين متعددي براي كاهش اثرات تخريبي آن وجود دارد.
وي ادامه داد: در تلمود به يهوديان سفارش شده مخلوقات را دوست بدارند و صلح را دوست داشته و آن را اشاعه دهند و جايي كه بر اساس حكم فقهي «سعر بعل حييم ميدئورايتا» حتي آزار يك حيوان مجازات سختي در پي دارد و يهوديان موحد از آن منع شدهاند، صهيونيستها بر اساس كدام معيار اقدام به قتل انسانها ميكنند.
مرجع ديني رسمي كليميان ايران همچنين به اختلاف يهوديان موحد با صهيونيستها درباره عرض موعود اشاره كرد و گفت: يهوديت روش زندگي است كه از سوي خدا به بنياسرائيل وحي شده و احكام و قوانين فقهي و اجتماعي در تورات ثبت است ولي صهيونيسم مكتبي مادي است كه از سوي سكولارها در قرن اخير با ادعاي تضمين سعادت يهوديان به وجود آمده است.
خاخام گلستانينژاد افزود:اجداد ما ساكنان سرزمين موعود بودند اما به دليل تمرد از فرمان خدا رانده و تبعيد شدهاند و اين وضعيت تا آخر زمان ادامه دارد و يهوديان در هر سرزميني بايد تابع مقررات آنجا باشند و در كنار ساير پيراوان ابراهيمي به صورت مسالمـتآميز زندگي كنند.
وي تصريح كرد: هيچ يهودي موحدي اجازه ندارد تا روز ظهور منجي بشر كه پرچم خدا را در سراسر جهان به اهتزاز درميآورد، براي پايان دادن به تبعيد تلاش كند و يا با توسل به زور و خشونت و خونريزي تحت عنوان سرزمين موعود كشور و دولت تشكيل دهد و هر اقدامي در اين راستا خارج از قاموس دين يهود است.
مرجع ديني رسمي كليميان ايران بر همين اساس هر گونه حمايت و كمك به صهيونيستها را حرام اعلام كرد و متذكر شد حمايت از خونريزان و جناياتكاران مجازات آسماني در پي دارد و هركس از هر طريقي كه ميتواند بايد از ريختن بناحق خون انسانهاي مظلوم و بيگناه ممانعت كند.
خاخام گلستانينژاد در عين حال حمايت و كمك به مردم فلسطين بويژه ساكنان غزه را وظيفه هر يهودي موحد دانست و با صدور فتوايي در اين زمينه از همكيشان خود خواست كمكهاي دارويي و غذايي و وجوهات خود را جهت كمك به فلسطينيها تحويل كنيسهها و مساجد دهند.
وي در پايان ضمن محكوم كردن جنايات رژيم صهيونيستي و تأكيد بر لزوم پايان دادن آنچه در غزه در حال وقوع است ابراز اميدواري كرد هر چه زودتر بساط ظلم و خونريزي برچيده شده و صلح و امنيت در بيتالمقدس حاكم شود.
از جمله یاران خاص بزرگمهر، یکی بود که او را خواجه اسفندیار رهرو میگفتند. چندان که او دل به مهر بزرگمهر داشت، ارادت بزرگمهر به او صد چندان بود. و از فداکاریهای او آن بود که دختر خود را به پسر بزرگمهر به زنی داد و مجلسی ساده برپا داشتند و جز شربت و شیرینی، لقمه نانی بیش در میان نیاوردند.
و بزرگمهر میفرمود: ایکاش هزاران شغل نان و آبدار داشتم تا همه، او را میفرمودم که در بسیط عالم به شایستگی او کسی نیست. و این معنی، بزرگان دربار را گران میآمد. تا آنجا که در مجلسی زبان به اعتراض گشودند که در این مملکت چاکران بسیار هستند و اگر کار بر همین نهج رود، کسی را میل به خدمت نمیماند. خاصه آنان که در رسیدن شما به این دستگاه مایه بسیار گذاشتهاند، از سیم و زر و جان و سر. و اگر حرمت قرابت نگاه میدارید، شما را دل غمین نباید بود که دختر او نزد شماست نه دختر شما نزد او! فرزند را بفرمایید به هر گونه که میپسندد مباشرت کند که هم پای اطاعت همسرش زیر سنگ است و هم دست طاعتش روی سینه.
بزرگمهر حکیم سر بر جیب تأمل فرو برد و به طرفة العینی برآورد و گفت: چاره این مشکل یافتم و بیش ازین اندوه مدارید که آسان شد. از آن مجلس شوری برخاست و هلهله آوردند و گفتند: نیکا بزرگمهرا که دل چاکران را با شادی و خرّمی آشتی داد. و پا بپا میکردند تا بدانند چه در سر دارد. بزرگمهر ایشان به صبر و استقامت بخواند و گفت: خواجه اسفندیار، نازنین ماست و فرشته روی زمین ما. او را رییس درگاه کردیم و بر شماست که هر روز پیش از آنکه به دستبوس ما آیید، پای او را به ادب بوسه دهید و شرط بندگی بجای آرید و اگر رخصت فرمود، شما را خواهیم دید.
مجلسیان چاره ندانستند جز تهنیت شغل جدید، مر خواجه اسفندیار را، به طوع و رغبت!